دانشجوی رشته "ادبیات":
این دسته از دانشجویان بعد از سال چهارم ,در "فال حافظ" گرفتن ,به مهارتی عالی دست یافته به گونه ای که با خطای کمتر از 100 درصد می توانند برای شما فال بگیرند. و از وسایل مورد نیاز برای تاسیس شغل (کارآفرینی) می توان به یک جلد کتاب "فال حافظ" و دو عدد مرغ عشق اشاره نمود.
دانشجوی رشته "حقوق":
این دسته از دانشجویان بعد از سال چهارم ,در نزدیکی یکی از دادگستریها یا شوراهای حل و اختلاف سکنی گزیده و به کمک دستگاههایی همچون مداد (دانشجویان نسل های دیروزی) ,ماشین تحریر دستی (دانشجویان نسل های امروزی)و یا لپ تاپ (دانشجویان نسل های آینده) برای دادخواست کنندگان عریضه نویسی می کنند.
دانشجوی رشته "برق":
این دسته از دانشجویان به شدت در دوران دانشجویی از خود برای ایفای نقش به جای "عمو برقی" علاقه نشان می دهند ,اما به دلایلی نامعلوم مجبورند تا پایان سال چهارم صبر کنند و اما بعد از فارغ التحصیلی... [جهت کسب اطلاعات بیشتر به پرسنل زحمت کش "نگهبانی" سازمان "صدا و سیما" مراجعه کنید].
دانشجوی رشته "زبان":
این دسته از دانشجویان با توجه به علاقه ی بسیاری که به زبان و هر آنچه که در دهان وجود دارد ,دو گزینه را انتخاب می کنند. یا در دندان پزشکی به هر نحوی که شده برای خود شغلی دست و پا می کنند و یا در کله پزی ,مشغول به کار می شوند.
دانشجوی رشته "عمران":
این دسته از دانشجویان بعد از چهار سال تحصیل ,به محض فارغ التحصیلی ,بر روی یک عدد چوب خط کشی کرده و با کمک یکی از دوستان خود و به همراه دوربین 2 مگاپیکسلی تلفن همراه خود هرجایی را که احساس کنند نیاز به یک پل معلق دارد ,سریعا دست به کار شده و از علم سرشار خود که در این چهار سال کسب کرده اند ,برای خدمت به انسانها استفاده می کنند [یکی از نمونه پروژه های موفق چنین دانشجویان فعالی ,پل معلق "جانبازان" می باشد].
دانشجوی رشته "مدیریت":
این دسته از دانشجویان بعد از سال چهارم ,سعی بر آن دارند تا با ورود به هر مجلسی ,اعم از مجلس عزا ,عروسی ,زنانه ,مردانه ,تشییع جنازه ,سفره نذر ,تولد و ... ,با در دست گرفتن مدیریت آنجا در هرچه بهتر (!) برگزار شدن آن ,کمک کنند.
دانشجوی رشته "فیزیک":
این دسته از دانشجویان با هدف کشف قانونی برتر و پیچیده تر از قانون "نسبیت انیشتین" وارد این رشته شده و در تمام چهار سال بر هدف خود پافشاری می کنند ,اما وقتی که می بینند این کار شدنی نیست ,شروع به تاسیس کلاسهای آموزشی کنکور می پردازند تا شاید از این طریق به شهرتی دانش آموزی و کشوری برسند.
دانشجوی رشته "شیمی":
این دسته از دانشجویان اصولا هر آنچه را که در خانه پیدا می کنند با هم مخلوط می کنند تا شاید بتوانند محلولی جدید اختراع کنند.
دانشجوی رشته "آمار":
این دسته از دانشجویان بعد از چهار سال به دو (!) دسته خانم ها و آقایان تقسیم می شوند:
1) خانم ها : این گروه از دانشجویان با حضور فعال در دادگاههای طلاق و صحبت با خانم های مطلقه ,در کسب آمار کمک می کنند.
2) آقایان : این گروه با نشستن جلوی تلویزیون و تماشای خبرهای ورزشی در اطلاع رسانی آمار و خبرهای ورزشی به آحاد مردم ,کمک بسزایی می کنند.
3) ؟؟؟ : این گروه هم هر 10 سال یک بار از خانه های خود بیرون آمده و برای سرشماری افراد جامعه ,شروع به فعالیت می کنند.
دانشجوی رشته "کامپیوتر":
این دسته از دانشجویان بعد از چهار سال ,اصولا در خانه نشسته و کاری جز بازی کردن با رایانه و دستگاههای مشابه (مثل میکرو ,سگا ,PS3 ,XBOX 360 و ... ) بلد نیستند.
اما حداقل نسبت به دانشجویان رشته های دیگر ,می توانند کامپیوتر را روشن و خاموش کنند.
[D: یه موقع به دل نگیریناااااااااااااااا ................]

نوشته شده توسط D3Jِ در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388
|
0 و 100 :
0 % از دانشجویان دختر پیام نور در ترم گذشته موفق به کسب معدل قبولی و 100 % از دانشجویان موفق نشده و مشروط شدند !!!
5 و 95 :
5 % از دختران جامعه افرادی سالم و 95 % دیگر ,معتاد می باشند که از دلایل اعتیاد خود ,شکست عشقی از سمت پسرها را عاملی مهم می دانند !!!
10 و 90 :
10 % از هزینه ای که دخترها جهت آرایش و پیرایش خود می کنند حاصل استفاده از بیش از 90 % حقوق ماهیانه پدرانشان می باشد !!!
15 و 85 :
15 % از دختران تحصیل کرده 85 % از عمر مفید خود را به بهانه کتابخانه صرف امور کمک به شهرداریهای جهت متراژ خیابانهای سطح شهر می کنند !!!
20 و 80 :
20 % از دختران جامعه را پسرها و 80 % پسرهای جامعه را دختران تشکیل می دهند !!!
25 و 75:
25 % از دختران جامعه "کیبورد" ندارند وگرنه مانند آن 75 % بقیه , "چت کردن" را خوب بلد هستند !!! [S.R]
[- نکنه می خواین بقیه رو هم براتون بنویسم ,تا همینجا هم که نوشتم از "دفتر مقام معظم فمینیستز و فمینیزاسیون مستقر در دانشگاهها و کتابخانه ها" تا حالا شونصدتا تهدید به دستم رسیده ,اما چیکار کنم که نمیتونم حقیقتهای جامعه رو تو دل خودم نگه دارم. ]
[در کل اینکه آقایون جدی ... ,خانم ها زیاد به اعداد توجه ... D: ]

نوشته شده توسط D3Jِ در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388
|
خدا رو شکر که
) چیزی به اسم "دانشگاه پیام نور" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود چند میلیون دانش آموز آرزوی لیسانسه شدن رو با خودشون به گور می بردن !!!
) چیزی به اسم "انتخابات" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود ما چجوری می تونستیم در یک کشور دیکتاتوری و بدون دمکراسی و حق آزادی زندگی کنیم !!!
) چیزی به اسم "موبایل" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود چه مدت "دو نفر" می تونستن صبر کنن تا به فاصله یک متری (شایدم کمتر) برسن تا با هم یکمی صحبت کنن !!!
) چیزی به اسم "SMS" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود مردم چجوری می تونستن از راه دور همدیگه رو سر کار بذارن !!!
) چیزی به اسم "کتابخانه" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود این دخترا کجا می تونستن برن و درس بخونن !!!
) چیزی به اسم "اینترنت" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود مردم چجوری این همه اطلاعات 18+ رو بدست میاوردن !!!
) چیزی به اسم "لیگ برتر" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود ما این همه "استعدادهای نشکفته ی مردمی" رو کجا می تونستیم پرورش بدیم !!!
) چیزی به اسم "افشین قطبی" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود تیم ملی ما رو کی می تونست به جام جهانی ببره !!!
) چیزی به اسم "استقلال" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود کدوم تیم برنده می شد !!!
) چیزی به اسم "احمدی نژاد" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود ما تا چند میلیون سال دیگه باید صبر میکردیم تا با آمریکا آشتی کنیم !!!
) چیزی به اسم "Yahoo 360" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود این همه آدم کجا می تونستن عکساشونو Upload کنن !!!
) چیزی به اسم "تلویزیون" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود ما چجوری می تونستیم از موفقیتهایی که حاصل دانشمندان ملی و اتفاقات وحشتناکی که توی آمریکا اتفاق میفته با خبر بشیم !!!
) چیزی به اسم "فیلم" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود بین "پیامهای بازرگانی" چی میتونستیم پخش کنیم !!!
) چیزی به اسم "شیطان" رو آفرید ,وگرنه معلوم نبود این همه آدم چجوری می تونستن توی بهشت جا بشن !!!

نوشته شده توسط D3Jِ در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
|